معنی شهوات
8 بازدید
[ شَ هَ ] (ع اِ) جِ شهوة. (ترجمان علامهٔ جرجانی) (اقرب الموارد). رجوع به شهوة شود. || میلها و آرزوها. (ناظم الاطباء). || اشتیاق و رغبت و خواهش هوا. (ناظم الاطباء): بلذت علم از لذات ملک و شهوات دنیا قناعت نمود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۲۴). هرکه ترک شهوات ازبهر قبول خلق داده است از شهوت حلال بشهوت حرام افتاده است. (گلستان). رجوع به شهوت و شهوة شود. - شهوات نفسانی؛ میل و خواهش نفس و حرص و اشتیاق آن و طمع و اشتهای آن. (ناظم الاطباء). - شهوات نفسانیه؛ شهوات نفسانی. (ناظم الاطباء). رجوع به شهوات نفسانی شود. || حرص. (ناظم الاطباء).[ شُ هَ ] (اِخ) لقب موسی بن بشار ابومحمد شاعر. (یادداشت مؤلف). رجوع به موسی بن... شود.
کلمات همقافیه با «شهوات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر