معنی شهمات
9 بازدید
[ شَ هْ ] (اِ مرکب) شاه مات. در اصطلاح بازی شطرنج نمایندهٔ حالت مغلوب شدگی. کلمه ای است که در بازی شطرنج گویند یعنی شاه کِشت شد و شاه مات شد. (از ناظم الاطباء). شکست سخت. مغلوب کامل : هم از توست شه مات شطرنج بازان تو را مهره زاده بشطرنج بازی. ابوالطیب مصعبی (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۸۴). ایا وزیر همایون محترم که جهان مسخّر عمل تست از پی شه مات.سوزنی. بدان آمد که یک منصوبه بازد که با پیلان بهم شه مات سازد.نظامی. چو میمردند میگفتند هیهات کزین بازیچه دور افتاد شه مات.نظامی. - شه مات شدن؛ مات شدن شاه در بازی شطرنج : جهان رختت همی بُرد و همی شه مات خواهی شد اگر نه مدبری پس با جهان شطرنج چون بازی. ناصرخسرو. از اسب پیاده شو بر نطع زمین رخ نه زیر پی پیلش بین شه مات شده نعمان. خاقانی. - شه مات کردن؛ مات کردن شاه کسی را در بازی شطرنج. - || مجازاً، مغلوب کردن : و هر منصوبه که شناخت میباخت تا شاهزاده را شه مات کند. (سندبادنامه ص ۱۶۰). || کنایه از نیست شدن و استیصال و شکست خوردن و باختن باشد. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «شهمات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر