معنی شهرگاه
7 بازدید
[ شَ ] (اِ مرکب) ناحیهٔ شهر. شهرجای : ز یک میل کرد آفریدون نگاه یکی کاخ دید اندر آن شهر گاه. فردوسی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شهرگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر