معنی شهرستانی
6 بازدید
[ شَ رَ / رِ نی ی ] (اِخ) ابوالفتح محمدبن ابوالقاسم عبدالکریم. فقیه و متکلم و عالم ادیان، از دانشمندان اشعری، متولد در شهرستان یا شهرستانهٔ خراسان. متولد سال ۴۷۹ و متوفی در ۵۴۸ هـ . ق. وی نزد ابوالمظفر خوافی قاضی طوس و ابونصر قشیری و ابوالقاسم سلمان بن ناصر انصاری و ابوالحسن علی بن احمد مدینی علم آموخت و در بحث و مناظره و وعظ و تذکیر از مشاهیر عهد گردید. مدتی در خوارزم بسر برد و سه سال در بغداد زیست. پس از بازگشت از بغداد باقی عمر را در خراسان گذرانید و مدتی ملازم مجدالدین ابوالقاسم علی نقیب سادات ترمذ بود و دو کتاب خود «الملل و النحل» و المصارعة را بنام او تألیف کرد و سپس بخدمت سلطان سنجر پیوست و آنگاه به مولد خود شهرستان رفت و همانجا بود تا درگذشت. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۹۱۸، غزالی نامه ص ۲۷۷، عیون الاخبار ج ۲ ص ۲۰ و ۱۳۶، ضحی الاسلام احمد امین، خاندان نوبختی عباس اقبال، کلام شبلی، تاریخ ادبیات ایران ادوارد براون، روضات الجنات خوانساری ص ۷۲۵ و معجم المطبوعات العربیة ج ۳ ص ۱۱۵۳ شود.
کلمات همقافیه با «شهرستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر