معنی شهرستانه
4 بازدید
[ شَ رِ نَ ] (اِخ) شهر «جی» اصفهان را که در دومیلی خاور یهودیه واقع بوده است بگفتهٔ مقدسی المدینه می نامیدند که عربی شهرستانه است. (از ترجمهٔ سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج ص ۲۲۰). قسمتی از اصفهان. (دمشقی). رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ۳۵۶ و تاریخ جهانگشای جوینی و تاریخ مغول و شهرستان شود.[ شَ رِ نَ ] (اِخ) شهرستان. شهری نزدیک نسا و انتهای ریگستان جنوبی خوارزم، وطن عبدالکریم شهرستانی مؤلف الملل و النحل. (تاریخ مفصل ایران عباس اقبال ص ۳۰).
کلمات همقافیه با «شهرستانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر