معنی شهرآرائی
5 بازدید
[ شَ ] (حامص مرکب) شهرآرایی. آذین بندی شهر: عروس شب چو نقش افکند بر دست به شهرآرائی انجم کله بست.نظامی. اشراف خلایق بخدمت استقبال مسارعت نمودند و اصناف دیگر بشهرآرائی مشغول گشتند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «شهرآرائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر