معنی شهرآرا
5 بازدید
[ شَ ] (اِمص مرکب) تزیین شهر برای جشنی یا ورود شاهی و غیره. آذین بندی شهر. (یادداشت مؤلف). شهرآرایی. رجوع به شهرآرایی شود. || (نف مرکب) آرایش دهندهٔ شهر. آنچه یا آنکه شهر را بیاراید. || آنکه بزیبائی مایهٔ آرامش شهر شود. شهرآرای : کیست کو بر ما به بیراهی گواهی میدهد گو ببین آن روی شهرآرا و عیب من مکن. سعدی. رجوع به شهرآرای شود.
کلمات همقافیه با «شهرآرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر