معنی شهابالدوله
5 بازدید
[ شِ بُدْ دَ لَ ] (اِخ) لقب ابوسعد سلطان مسعودبن محمود غزنوی (۴۲۱ -۴۳۲ هـ . ق.). رجوع به تاریخ عباس اقبال ص ۲۸۷ و مجمل التواریخ والقصص ص ۴۲۸ و ۴۲۹ و تاریخ بیهقی ص ۲۳، ۳۳۲ و ۶۰۱ و تاریخ گزیده ص ۴۰۲ شود.[ شِ بُدْ دَ لَ ] (اِخ) لقب ابوالفتح مودودبن مسعودبن محمود غزنوی (۴۳۲ -۴۴۱ هـ . ق.). رجوع به تاریخ عباس اقبال ص ۲۸۷ و تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۴، ۳۳ و ۱۰۵ و تاریخ گزیده ص ۴۰۲ شود.[ شِ بُدْ دَ لَ ] (اِخ) نصربن صالح بن مرداس ابوکامل. دویمین از بنی مرداس به حلب از سال ۴۲۰ تا ۴۲۹ هـ . ق. و در این سال در جنگ با فاطمیان کشته شد. (یادداشت مؤلف). و رجوع به آل مرداس و نصربن صالح بن مرداس شود.[ شِ بُدْ دَ لَ ] (اِخ) هارون بغراخان بن سلیمان. سومین از ایلک خانیهٔ ترکستان. وفات او میان سالهای ۳۸۳ و ۳۸۴ هـ . ق. (یادداشت مؤلف). و رجوع به آل افراسیاب و بغراخان و نیز الآثار الباقیه ص ۱۳۳ شود.
کلمات همقافیه با «شهابالدوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر