معنی شنگوک
10 بازدید
[ شَ ] (اِ) مصحف شنگرک. (حاشیهٔ برهان چ معین). شنگور. شنلوک. چوب و چرمی که بر گلوی دوک کنند که بعربی فلکه گویند. شنلوک. (از برهان) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شنگوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر