معنی شنکول
9 بازدید
[ شَ ] (ص) شنگول. شوخ و گستاخ و ظریف و لطیفه گو و زیبا. || (اِ) خرطوم فیل. || دزد و راهزن. (ناظم الاطباء). و رجوع به شنگول شود.
کلمات همقافیه با «شنکول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر