معنی شنقار شدن
7 بازدید
[ شُ شُ دَ ] (مص مرکب) بمعنی مردن سلاطین، در جغتایی استعمال کنند. (از غیاث اللغات) (آنندراج). کنایه از مردن پادشاه ترکستان است و این نیز ترکی است. (انجمن آرا). به زبان احترام، مردن. (یادداشت مؤلف): هنوز این کتاب شرف اتمام نپذیرفته بود که بندگان حضرت عرش آشیانی [ آستان ] شنقار شدند و به دارالخلود انتقال فرمودند به تاریخ روز پنجشنبه بیستم ماه جمادی الاول سنهٔ ۱۰۱۴ هـ . ق. (جمال الدین حسین اینجو از مقدمهٔ فرهنگ جهانگیری).
کلمات همقافیه با «شنقار شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر