معنی شنقار
5 بازدید
[ شُ ] (اِ) شنغار. سنقر. بمعنی شنغار است که جانور سیاه چشم شبیه به چرغ باشد و سلاطین شکار فرمایند. (برهان). نام طائر شکاری سفیدرنگ برابر با عقاب لیکن در قوت از عقاب زیاده و بسیار کمیاب است و این لفظ ترکی است و در رسم الخط ترکی شونقار نویسند. (از غیاث اللغات) (آنندراج). و رجوع به شنغار شود.[ شُ ] (اِ) مردن پادشاه. (فرهنگ نظام). رجوع به شنقار شدن شود.[ شُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه. سکنهٔ آن ۹۸ تن. آب آن از کدارچای. محصول آن غلات، چغندر، توتون و حبوبات. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «شنقار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر