معنی شنعاء
7 بازدید
[ شَ ] (ع ص) تأنیث اشنع. زشت و قبیح. (از اقرب الموارد): حاضران از آن داهیهٔ دهیا و حادثهٔ شنعا تعجب نمودند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۹۸). و رجوع به اشنع شود. || عیرة شنعاء؛ گورخر مادهٔ بسیار زشت. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شنعاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر