معنی شنع

معنی شنع

6 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) عیب کردن ها. طعن کردن ها. جِ شنعة. (مقدمهٔ لغت میرسیدشریف جرجانی ص ۳).
[ شَ ] (ع مص) متفرق و پریشان کردن پرزهٔ خرقه را تا زده شود. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || سبک پنداشتن کسی را و خوار داشتن و دشنام دادن و رسوا نمودن. (منتهی الارب). زشت شمردن و دشنام دادن کسی را. در قاموس چنین است و در لسان العرب و صحاح: افسرده کردن و رسوا ساختن کسی را. (از اقرب الموارد).
[ شُ ] (ع مص) زشت دیدن کاری را و زشت پنداشتن. یقال: رأی امراً شَنِعَ به شُنْعاً؛ ای استشنعه. (منتهی الارب). || زشت گردیدن چیزی. (از اقرب الموارد). شَناعة. شَنَع. شُنوع. (اقرب الموارد). و رجوع به مصادر مذکور شود.
[ شَ نَ ] (ع مص) زشت گردیدن چیزی. (از اقرب الموارد). و رجوع به شُنْع و شناعت و شنوع شود.
[ شَ نِ ] (ع ص) شَنیع. زشت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ شُ نُ ] (ع ص، اِ) جِ شنیع. مثلِ برید و بُرُد. (از لسان العرب).

کلمات هم‌قافیه با «شنع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید