معنی شنبه
7 بازدید
[ شَمْ بَ / بِ / بِ هْ ] (اِ) شنبد. شنبذ. نام روز اول هفته باشد. (برهان). نام اولین روز ایام هفته است و تا شش روز مکرر شود. و آن را شنبد با دال نیز گفته اند. (انجمن آرا) (آنندراج). روز اول هفته. از کلمهٔ عبری شَبَّت. سَبْت. (یادداشت مؤلف): شیار؛ نام روز شنبه. (منتهی الارب): تا چو آدینه بسر برده شد آید شنبه تا چو ماه رمضان بگذرد آید شوال.فرخی. مانده میراث ز جدّانش از پارینه شوخگن گشته، از شنبه و آدینه.منوچهری. شنبه آنجا که قسم شنبه بود و آن دگرها چنان کز آن به بود.نظامی. فکر شنبه تلخ دارد جمعهٔ اطفال را عشرت امروز بی اندیشهٔ فردا خوش است. صائب. - شنبه شب؛ شبی که فردای آن یکشنبه است.[ شَمْ بَ / بِ ] (اِ) مصحف شنه. (حاشیهٔ برهان چ معین). شیههٔ اسب را گویند و بعربی صهیل خوانند. (برهان). شیههٔ اسب باشد و آن را شنه نیز نامند و به تازی صهیل گویند. (جهانگیری). شیههٔ اسب. (ناظم الاطباء). || آواز شیر بیشه. (ناظم الاطباء) (از برهان). || در علم احکام نجوم رب آن زحل و منسوب به آن است. (از یادداشت مؤلف).[ شُمْ بَ ] (اِخ) نام چند منطقه است در نواحی غربی و جنوب شرقی فارس. (از فارسنامه).
کلمات همقافیه با «شنبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر