معنی شنبلیله
7 بازدید
[ شَمْ بَ لی لَ / لِ ] (اِ) شملیز. شملید. شنبلید. شنبلیت. بمعنی شنبلید است و آن رستنیی باشد که به عربی حلبه و به هندی میتهی و به یونانی فریقه خوانند. (برهان). شملیز. به تازی حلبه. (از جهانگیری). سبزیی است خوشبو، تند، خوراکی، از سبزی ها که در طعام پزند. رجوع به شنبلیت و شنبلید شود.
کلمات همقافیه با «شنبلیله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر