معنی شمین
11 بازدید
[ شَ ] (ص نسبی) (از: شم عربی + ین نسبت فارسی) خوشبو. (یادداشت مؤلف): چرب و شیرین و شرابات شمین دادش و پس جامهٔ ابریشمین.مولوی.[ شَ ] (اِخ) دیهی است در دوفرسنگی مرو. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «شمین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر