معنی شمیمی
9 بازدید
[ شِ مْ می ما ] (ع مص) شم. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بوییدن. (منتهی الارب). رجوع به شم شود.
کلمات همقافیه با «شمیمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر