معنی واژه شمند
6 بازدید
[ شَ مَ ] (ص) بیهوش. (برهان) (آنندراج). ممکن است صورتی از شمنده یا شمیده باشد. رجوع به مصدر شمیدن شود. || (اِ) بیهوشی. (برهان) (فرهنگ اوبهی). || بهبود. (از برهان) (آنندراج). || شمن. این کلمه را به معنی ترسناک و افغان و نوحه کننده نوشته اند و بیت ذیل را از ناصرخسرو شاهد آورده اند: برهمندی را بدل در جای کن گر همی ز ایزد بترسی چون شمند. در دیوان ناصرخسرو هم همین معنی را آورده اند، اما همانطور که در این بیت «برهمند» مزیدعلیه «برهمن» است، به نظر میرسد که «شمند» هم مزید علیه «شمن» باشد، یعنی همانطور که شمن (روحانی بت پرست) از بت خود می ترسد تو نیز از ایزد بترس. (قیاس چمند، چمن). (فرهنگ فارسی معین).