معنی شمشیر زدن

معنی شمشیر زدن

7 بازدید
[ شِ / شَ زَ دَ ] (مص مرکب) تیغ زدن. کنایه از با شمشیر کشتن. جنگ کردن با شمشیر. (یادداشت مؤلف). با شمشیر بریدن. (ناظم الاطباء). جلع. (دهار). سیف. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). معج. (منتهی الارب). هک. (تاج المصادر بیهقی). فرودآوردن تیغ بر سر کسی. تیغ در میان کسان نهادن : رای کرده ست که شمشیر زند چون پدران که شود سهل به شمشیر گران شغل گران. منوچهری. چون راست نمی کنید کاری شمشیر زدن چراست باری؟نظامی. چون دلآرام می زند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم.سعدی. آشنایان را جراحت مرهم است زآنکه شمشیر آشنایی می زند.سعدی. گر خود بجای مروحه شمشیر می زند مسکین مگس کجا رود از پیش قند او. سعدی. شمشیر که می زند سپر باش دشنام که می دهد دعا کن.سعدی. - امثال: هرکه شمشیر زند خطبه بنامش خوانند. - با کسی شمشیر زدن؛ جنگ کردن با او: نه دل دهدش که با تو شمشیر زند نه صبر که از تو روی برگرداند.سعدی. تسایف، مسایفه؛ با هم شمشیر زدن. (منتهی الارب). || جنگ کردن با شمشیر. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «شمشیر زدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید