معنی شمشاط
6 بازدید
[ شَ ] (اِخ) نام موضعی است. (از ناظم الاطباء). شهری است از آن شهر است ابوالربیع محمدبن زیاد شمشاطی محدث. (منتهی الارب). شمشاط از اقلیم پنجم است [ از بلاد روم ] طولش از جزایر خالدات عب له و عرض از خط. (نزهةالقلوب ج ۳ ص ۹۶). چون به شمشاط و ملطیه رسد قالبقلا خوانند و چون به انطاکیه و مصطبه رسد لکام گویند. (نزهةالقلوب ج ۳ ص ۱۹۲). شام از اقلیم سیم و چهارم است و دارالملکش شهر دمشق... و دیگر بلاد بزرگش حمص و حماة... و شمشاط و بلقا و... (نزهةالقلوب ج ۳ ص ۲۶۸). پس از آن پارتیها قلعهٔ آرسام ساتا را که اکنون معروف به شمشاط می باشد و پناهگاه زن و اولاد پتوس بود محاصره کردند. رومیها در این احوال می خواستند جنگ کنند... ولی بزودی آشکارا گفتند که باید قلعه را تسلیم کرد. (ایران باستان ج ۳ ص ۲۴۴۵). شهری است در روم در کنار فرات از اعمال خرت برت و غیر از سمیاط واقع در ناحیهٔ شام می باشد. (از یادداشت مؤلف). رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ۳۷۳ و ۴۸۰ شود.
کلمات همقافیه با «شمشاط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر