معنی شمشادقد
10 بازدید
[ شَ / شِ قَ ] (ص مرکب) راست قد و بالا. (ناظم الاطباء). آنکه چون شمشاد قامتی راست و بلند دارد: روزها رفت که دست من مسکین نگرفت زلف شمشادقدی سایهٔ سیم اندامی.حافظ. شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان. حافظ. رجوع به شمشادبالا شود.
کلمات همقافیه با «شمشادقد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قد» برای سرودن شعر