معنی شمسوار
7 بازدید
[ شَ ] (ص مرکب، ق مرکب) خورشیدوار. مانند آفتاب. سخت تابان و رخشان بسان آفتاب : پیش فکر او که رخشد شمس وار شمس گردون را به حربایی فرست.خاقانی.
کلمات همقافیه با «شمسوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر