معنی شمامات
5 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) آنچه را از بوی خوشها که بویند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج): اوانی زر و سیم مشحون به شمامات کافور. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۳۷).
کلمات همقافیه با «شمامات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر