معنی شمالی دهستانی
5 بازدید
[ شِ یِ دِ هَ ] (اِخ) از گویندگان قرن ششم هجری خراسان و معاصر ادیب صابر بوده و با وی مناظراتی داشته از جمله برای او قطعه ای گفته است که این دو بیت از آن است: ای شمالی گرم تو نستایی چون منی ناستوده کی ماند ابر اگر پیش آفتاب آید نور او نانموده کی ماند. ابیات زیر از یکی از قصاید اوست: لشکر کشید باد صبا سوی بوستان شد باغ و بوستان همه چون روی دوستان پر مشک و عنبر است همه دشت و کوهسار پر زر و گوهر است همه باغ و بوستان چون روی دوست شاخ شکوفه ست و یاسمن چون زلف یار شکل بنفشه ست و ضیمران. (از فرهنگ سخنوران و مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۳۰۹).
کلمات همقافیه با «شمالی دهستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر