معنی شماع
9 بازدید
[ شَ مْ ما ] (ع ص، اِ) کسی که شمع می سازد و شغل وی ساختن شمع است. (ناظم الاطباء). آنکه شمعها را بسازد. (آنندراج). شمع ریز. موم ریز. (یادداشت مؤلف): سوخت دل از غم شماع به جان می کوشیم همچو شمعیم که با روغن خود می جوشیم. سیفی (ازآنندراج). نمانده پیش شماعی بهائی رشتهٔ شمعی مگر از عشق بازان وام گیرد رشتهٔ جانی. نعمت خان عالی (از آنندراج)
کلمات همقافیه با «شماع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر