معنی شماریخ
5 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) جِ شمراخ. (ناظم الاطباء). || جِ شمروخ. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به شمراخ و شمروخ شود. || (اِخ) (اصطلاح فلکی) مجموع ستارگان صورت سبع و صورت قنطورس. (یادداشت مؤلف). ستارگان قنطورس و شیرش را شماریخ خوانند، یعنی خوشه های خرما. (التفهیم).
کلمات همقافیه با «شماریخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یخ» برای سرودن شعر