معنی شمارش
5 بازدید
[ شُ رِ ] (اِمص) شمار. تعداد. (یادداشت مؤلف): خواهی به شمارش ده و خواهی به گزافه خواهیش به شاهین زن و خواهی به کرستون. زرین کتاب. || (ق) ظاهراً. || مشروحاً. || فرضاً. بالفرض و التقدیر. (ناظم الاطباء). بمعنی فرض و تقدیر باشد و در جایی استعمال کنند که عربان بالفرض و التقدیر گویند. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «شمارش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر