معنی شلواربند

معنی شلواربند

6 بازدید
[ شَ لْ بَ ] (نف مرکب) آنچه یا آنکه شلوار را بندد. (یادداشت مؤلف). || (اِ مرکب) بند شلوار و بندی که شلوار را بدان محکم بندند. (ناظم الاطباء). بند ازار. بند تنبان. بند شلوار. بند زیرجامه. ازاربند. تکه. (یادداشت مؤلف) (دهار): از وی [ از شهر طیب به خوزستان ] شلواربند خیزد سخت نیکو هم چون ارمینی. (حدود العالم). و از وی [ از ناحیت روم ] جامهٔ دیبا و سندس و میسانی و طنفسه و جوراب و شلواربند با قیمت بسیار خیزد. (حدود العالم). از [ طوس ] ... سنگ فسان و شلواربند و جوراب خیزد. (حدود العالم). از واسط گلیم و شلواربند و پشمهای رنگین خیزد. (حدود العالم). از وی [ سلماس ] شلواربندهای نیکو خیزد. (حدود العالم). از وی [ خوزستان ] شکر و جامه های گوناگون و پرده ها و سوزن کرده ها و شلواربند و ترنج شمامه و خرما خیزد. (حدود العالم). چه سود این بند سخت دلپسندت که بی شلوار بد شلواربندت.(ویس و رامین). چندان بکشت که پنجاه خروار شلواربند کشتگان از همدان به جانب ری بردند. (مجمل التواریخ و القصص). از بن رانها تا به قدم همی بندند به شلواربندها و نوارهای نرم. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).

کلمات هم‌قافیه با «شلواربند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید