معنی شلمغانی
7 بازدید
[ شَ مَ ] (اِخ) ابوجعفر محمدبن علی معروف به ابن ابی العزاقر از مردم شلمغان از قرای واسط بود و او از جمله کسانی است که به مخالفت با حسین بن روح و مذهب او پرداخت و خود مذهبی جدید آورد که پیروانش را به نام خود او عزاقریه یا شلمغانیه مینامند. او یکی از کُتّاب بغداد و یکی از مؤلفین و علمای شیعهٔ امامیه بود و قبل از تأسیس مذهب پیش طایفهٔ امامیه مقامی بلند داشت و مؤلفاتش مورد رجوع و استفادهٔ امامیه بود، چنانکه حسین بن روح به محض اینکه به مقام ابوجعفر عمری نشست به خانهٔ او رفت و در غیبت خود نیز او را به نیابت خویش منصوب کرد و در این مدت او سفیر و رابط بین مردم و حسین بن روح بود و توقیعات حضرت قائم به توسط حسین بن روح به دست شلمغانی صادر می شد و مردم برای رفع حوائج و حل مهمات خود به او مراجعه می نمودند. تاریخ خروج شلمغانی تقریباً از حدود سال ۳۰۴ -۳۱۱ هـ . ق. آغاز شده و گویا از ابتدا هم نظر او گرفتن مقام حسین بن روح و «باب» قلم دادن خود به جای او بوده و بعداً کار ادعای او بالا گرفته و دعوی نبوت و الوهیت نیز کرده است. شلمغانی به موصل و بغداد رفت و در آنجا طرفداران و پیروان فراوانی پیدا کرد و مذهب عزاقریه اوج گرفت. از مشاهیر کسانی که بدو گرویدند حسین بن القاسم وزیر مقتدر خلیفه و ابوجعفربن بسطام و ابوعلی بن بسطام از کتاب و بزرگان شیعه بودند. شلمغانی و ابن ابی عون را در سال ۳۲۲ هـ . ق. به امر خلیفه گردن زدند و سپس جسد ایشان را به دار آویختند و نعش آن دو را سوخته و خاکسترشان را به آب دجله دادند. شلمغانی احکام دین خود را در کتابی به نام (الحاسة السادسة) تدوین کرده بود. از تألیفات دیگر اوست: ۱- کتاب التکلیف. ۲- ماهیة العصمة. ۳- المباهلة. ۴- المعارف. ۵- الایضاح. ۶- فضایل العمرتین. ۷- الانوار. ۸- التعلیم. ۹- الزهاد و التوحید. ۱۰- الغیبة. (از خاندان نوبختی صص ۲۳۱- ۲۲۲). و رجوع به فهرست همین مأخذ، کامل ابن اثیر ج ۸ ص ۱۱۰، فهرست غیبت طوسی، معجم الادبا، نامهٔ دانشوران ج ۲ ص ۷۴۷ و مادهٔ عزاقریه شود.
کلمات همقافیه با «شلمغانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر