معنی شلمغان
6 بازدید
[ شَ مَ ] (اِخ) نام قریه ای است از واسط که اکنون خراب است و از آنجاست ابوجعفر محمدبن علی شلمغانی معروف به ابن ابی العزاقر. (از انجمن آرا) (آنندراج) (از خاندان نوبختی ص ۲۲۲).
کلمات همقافیه با «شلمغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر