معنی شلقة
10 بازدید
[ شِ / شَ قَ ] (ع اِ) بیضهٔ سوسمار که می نهد. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).[ شِ قَ ] (ع اِ) کارد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). رجوع به شلطاء شود.[ شِ / شَ لَ قَ ] (ع اِ) کوبه و میخکوب چوبین. (ناظم الاطباء). کوبه که بدان چیزی را شکنند. (آنندراج) (منتهی الارب). || چابک سوار. (ناظم الاطباء). || کسی که اسب را تربیت کند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شلقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر