معنی شلغماب
8 بازدید
[ شَ غَ ] (اِ مرکب) شلغم پخته در سرکه و آب نهاده و خردل در آن کرده. (یادداشت مؤلف): دیگر آنکه بیشتر خوردنی ها می پوسانند، پس می خورند چون ترینه (مراد ظاهراً میوه ها است چون هندوانه و خربزه و امثال آن) و چغندراب و شلغماب و غیر آن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). شلغماب را که در ذخیرهٔ خوارزمشاهی ذکر شده نمی دانم چیست، ولی چغندر را در زمان ما در دوغ کشک [ دوغ پینو ] یا ماست ورق کرده چند روزی می دارند تا ماست یا کشک رنگ چغندر می گیرد و پس می خورند و شاید در بعض ولایات مثلاً در عراق عرب با شلغم نیز همین میکنند. (یادداشت مؤلف). رجوع به شلماب شود.
کلمات همقافیه با «شلغماب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر