معنی شلشل
6 بازدید
[ شَ شَ ] (ع ص) پی هم چکان: ماء شلشل و دم شلشل. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). روانی آب. (دهار).[ شُ شُ ] (ع ص) مرد کم گوشت سبک بدن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مرد سبک. (دهار).[ شُ شُ / شَ شَ ] (ع ص) رجل شلشل؛ مرد سبک در حاجت و شتاب نیکوصحبت خوش ذات. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شلشل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شل» برای سرودن شعر