معنی شلشال
7 بازدید
[ شَ ] (ع اِمص) پراکنده و متفرق انداختگی کمیز و جز آن (اسم است شلشلة را). (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ شَ ] (ع مص) چکانیدن کمیز خود را و متفرق و پریشان انداختن آنرا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || چکانیدن آب را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شلشال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر