معنی شلائین
8 بازدید
[ شَ ] (ترکی، ص، اِ) مبرم و سخت درگیرنده. (آنندراج) (از غیاث): خار این وادی شلائین تر ز خون ناحق است از علایق چیدن دامان رغبت سهل نیست. صائب تبریزی (از آنندراج). تا به آن حسن شلائین سر و کار است مرا دست بر هرچه زنم دامن یار است مرا. محسن تأثیر (از آنندراج). || مجازاً بمعنی عاشق. (غیاث) (از سراج اللغة). || ناخوش. (غیاث). || شخصی که بسیار آرام کند و از منع بازنماند. (غیاث) (از سراج اللغة) (آنندراج). || معشوق شوخ و شنگ و بی تکلف و بی آرایش. (آنندراج). شوخ. (غیاث). و رجوع به شلایین شود.
کلمات همقافیه با «شلائین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر