معنی شلاء
7 بازدید
[ شَ لْ لا ] (ع ص) مؤنث اشل؛ گویند: امرأة شلاء؛ زن تباه دست. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). زن تباه دست. (منتهی الارب) (از آنندراج). دست خشک. (دهار). تأنیت اشل، زن که دست وی شل باشد. (یادداشت مؤلف). - عین شلاء؛ چشمی که بینایی آن رفته باشد. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). - ید شلاء؛ دست تباه و خشک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر