معنی شقیقی
6 بازدید
[ شَ ] (ص نسبی) منسوب است به شقیق که انتساب اجدادی است. (از انساب سمعانی).[ شَ ] (اِخ) ابوالحسن علی بن حسن بن شقیق عبدی شقیقی. از یاران ابن المبارک و راوی کتب وی و هم چنین از محدثان بود و از ابن عیینة و ابوبکربن عیاش و جز آن دو روایت کرد و احمدبن حنبل و ابن معین و جز آنان از او روایت دارند. وی بسال ۲۱۵ هـ . ق. در مرو درگذشت. (از لباب الانساب).[ شَ ] (اِخ) ابوالحواری نریغ شقیقی مولی عبداللََّه بن شقیق. از انس بن مالک روایت دارد و منهال بن بحر قشیری از او روایت کرده است. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «شقیقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر