معنی شقراء
7 بازدید
[ شَ ] (ع ص) مؤنث اشقر. زن سرخ و سپید. ج، شُقْر، شُقْران. (ناظم الاطباء).[ شَ ] (اِخ) نام مادیانی که خودش و صاحبش هر دو کشته شدند. - امثال: اشأم من الشقراء. (ناظم الاطباء). اسب شیطان بن لاطم که خود و صاحبش کشته شدند، گویند: اشأم من الشقراء. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || اسب خالدبن جعفر کلابی که در تندروی بدان مثل زنند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شقراء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر