معنی شقائقالنعمان
7 بازدید
[ شَ ءِ قُنْ نُ ] (ع اِ مرکب)شقایق نعمان. نوعی از لاله که بغایت سرخ باشد. نعمان پادشاهی از عرب که لالهٔ مذکور را از کوهستان آورده بود و بعضی گفته اند که وی لالهٔ موصوف را نهایت دوست داشت. و صاحب بحرالجواهر نوشته که نعمان به معنی خونست، پس نسبت کرد لاله را به خون به سببی است که سرخ میباشد. (آنندراج) (از غیاث): الالهٔ کوهی. شقر خوانند و به یونانی ذرموائی گویند و بری بود و بستانی بود و گل وی بزرگ بود، به پارسی لاله گویند، و نوعی دیگر از شقایق هست که آنرا آذریون گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). لاله ای است که از عهد نعمان بن منذر باز پیدا شده و بدو منسوب گشته. (نزهةالقلوب). لاله، واحد و جمع در آن یکی است و آن منسوب است به نعمان (خون) بجهت سرخی آن، یا منسوب است به نعمان پسر منذر. (از ناظم الاطباء). لالهٔ کوهی. (دهار) (مهذب الاسماء). کاسه بشکنک. شقایق نعمان. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شقائقالنعمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر