معنی شقائق

معنی شقائق

4 بازدید
[ شَ ءِ ] (ع اِ) شقایق. جِ شَقیقة. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). جِ شقیقة، به معنی میان دو کوه. (آنندراج). و رجوع به شقیقة شود. || نوعی از لاله، و این مفرد و جمع یکسان آید. (آنندراج) (از بحر الجواهر) (از صراح اللغة) (غیاث) (ناظم الاطباء). مترجمان اروپائی و شعرای شرقی آنرا به «آنمون» ترجمه کرده اند شاید بسبب شباهت صوتی دو کلمه، این تصور خطاست، زیرا شقایق «کوکلیکوت» است و متعلق به خانوادهٔ کوکناریان است، در صورتی که آنمون متعلق به خانواده آلاله ها میباشد. قزوینی در عجایب المخلوقات میگوید که: شقایق النعمان نامی است که پادشاه حیره «نعمان بن المنذر» بدین گل که به فارسی گل لاله نامیده میشود داده... شلیمر در فرهنگ ترمینولژی (چ تهران ۱۸۷۴ م.) گوید که کوکلیکوت شقایق نامیده میشود و آنرا بسبب اختصاصات مسکن خود در زمرهٔ کوکنارها محسوب دارند. (کازیمیرسکی، دیوان منوچهری ص ۳۱۲) (از فرهنگ فارسی معین). و رجوع به شقایق شود. || گاهی مجازاً به معنی مطلق گلها آید. (آنندراج) (غیاث).

کلمات هم‌قافیه با «شقائق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ئق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید