معنی شفیعا

معنی شفیعا

7 بازدید
[ شَ ] (اِ) نوعی از خط فارسی است. (آنندراج). نوعی خط شکسته منسوب به شفیعا، خوشنویس معروف عهد صفویه. (از یادداشت مؤلف). و رجوع به شفیعا شود.
[ شَ ] (اِخ) یا میرزا شفیعا هراتی. نام یکی از خوشنویسان خط شکسته. (ناظم الاطباء). دربارهٔ او و میرزا حسن از لحاظ خوشنویسی گفته اند: اثنان لا ثالث لهما. (از فهرست کتابخانهٔ سپهسالار ج ۲ ص ۶۳۵). میرزا شفیعا ملقب به پیشوا، از مردم هرات بود و در کمالات گوناگون قدرت بسزایی داشت. وی در خدمت مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات مدتها منصب منشی باشی داشت و همت بر تکمیل خط شکسته استاد خود مرتضی قلی شاملو گماشت تا متدرجاً به سرمنزل کمال رسید و از خوشنویسان خط شکسته بحساب آمد و میتوان گفت خط شکستهٔ او اختراعی بود. وی علاوه بر حسن خط در نقاشی و رسامی و تذهیب کاری و سطوربندی بی قرین بود و شعر نیز میگفت و در مدت ۸۵ سال زندگی خود سفری به هندوستان کرد و به هرات برگشت و به سال ۱۰۸۱ هـ . ق. درگذشت. از اشعار اوست: نسیم میرسد از کوی آن نگار امروز به دیده نور نظر میدهد غبار امروز به مرگ تو بنشینم به خون زهد طپم ز دست ساقی اگر بشکنم خمار امروز بنفشهٔ خط و ریحان زلف و غنچهٔ لب به روی یار شکفته ست نوبهار امروز. (از کتاب خط و خطاطان تألیف رفیعی مهرآبادی ص ۱۳۷).

کلمات هم‌قافیه با «شفیعا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید