معنی شفیعآباد
7 بازدید
[ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بخش شهریار شهرستان تهران. سکنهٔ آن ۳۰۳ تن. آب آن از قنات است. محصول عمده غلات و صیفی و چغندرقند و انگور میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان قزوین. سکنهٔ آن ۳۶۷ تن. آب آن از قنات است. محصول عمده آن غلات و بنشن و بادام. صنایع دستی زنان گلیم و جوراب بافی میباشد. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اشکور پایین بخش رودسر شهرستان لاهیجان. سکنهٔ آن ۱۹۵ تن. آب آن از چشمه سار و محصول عمده غلات، بنشن، پشم، لبنیات و عسل است. اکثر سکنه در فصل زمستان برای تأیین معاش به گیلان میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فندرسک بخش رامیان شهرستان گرگان. سکنهٔ آن ۵۱۰ تن. آب از رودخانه و چشمه. محصول عمده برنج، غلات، توتون سیگار، صیفی، لبنیات. صنایع دستی زنان شال و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان. سکنهٔ آن ۳۰۰ تن. آب آن از قنات است. محصول عمدهٔ آن غلات، پسته، پنبه و لبنیات است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ شَ ] (اِخ) دهی از بخش شهداد شهرستان کرمان. سکنهٔ آن ۱۹۵ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آنجا غلات و حبوب و خرما. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان آزادوار بخش جغتای شهرستان سبزوار. سکنهٔ آن ۱۷۶ تن. آب از قنات است. محصول عمده غلات و پنبه و زیره است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور. سکنهٔ آن ۱۰۶ تن. آب از قنات است. محصول عمده غلات است. راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان کنار بخش بردسکن شهرستان کاشمر. سکنهٔ آن ۲۰۳۵ تن. آب از قنات است. محصول عمده غلات، پنبه، زیره، منداب، بنشن و میوه است. راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «شفیعآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر