معنی شفون
6 بازدید
[ شَ ] (ع ص) رشکین و حسود و غیور. (ناظم الاطباء). غیور که از شدت غیرت و حذر گوشهٔ چشم از تند نگریستن برنبندد. (از اقرب الموارد). || کسی که با گوشهٔ چشم و یا به کراهت و اعراض بنگرد کسی را. (ناظم الاطباء) (آنندراج).[ شُ ] (ع مص) مصدر به معنی شَفَن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). به کنج چشم نگریستن کسی را. (آنندراج) (از اقرب الموارد). به دنبال چشم نگریستن به کسی. (از تاج المصادر بیهقی) (دهار). به دنبال چشم نگریستن، و یعدی بنفسه و بالی. (از المصادر زوزنی چ بینش ص ۱۶۰). || به تعجب نگریستن به سوی چیزی. (آنندراج) (از اقرب الموارد). || به کراهت و اعراض دیدن چیزی را. (انجمن آرا) (آنندراج) (از اقرب الموارد). و رجوع به شَفَن شود.
کلمات همقافیه با «شفون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر