معنی شفوق
7 بازدید
[ شَ ] (ع ص) شفیق و مهربان و رحیم. (ناظم الاطباء). شفیق. که بر اصلاح حال کسی آزمند باشد. (از اقرب الموارد). و رجوع به شفیق شود.
کلمات همقافیه با «شفوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر