معنی شفقة
7 بازدید
[ شَ فَ قَ ] (ع مص) شفقت. مهربانی کردن بر کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مهربان شدن. (المصادر زوزنی). بذل همت است برای از میان بردن مطلب یا امر خلاف میل از مردم. (از تعریفات جرجانی) (از اقرب الموارد). و رجوع به شفقت شود.[ شَ فَ قَ ] (ع اِمص) مهربانی. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (دهار). رحمت و رأفت و حنو و انعطاف. (اقرب الموارد). و رجوع به شفقت شود. || ضعف. (از اقرب الموارد). || عطوفت توأم با ترس، از این روست که خدای تعالی با صفت شفقت وصف نمیشود. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شفقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر