معنی شفا دادن

معنی شفا دادن

8 بازدید
[ شِ / شَ دَ ] (مص مرکب) بهبود بخشیدن. درمان کردن. چاره کردن درد. درست کردن. تندرست کردن. بِهْ کردن از بیماری. (یادداشت مؤلف): باز اعمال خیر و ساختن توشهٔ آخرت از علت گناه از آن گونه شفا میدهد. (کلیله و دمنه). جواب سرد فرستی شفای دل ندهد شفا چگونه دهد چون گلاب باشد سرد. خاقانی. نطقش معلمی که کند عقل را ادب خلقش مفرحی که دهد نفس را شفا. خاقانی. آزر ثانی منم یافته از وی حیات عیسی دلها وی است داده تنم را شفا. خاقانی. یاد بهار من نفس آرمیده است بیماری نسیم شفا میدهد مرا.صائب. - امثال: اگر سخن از سخن دان پرسند شفا تواند داد. (فارسنامهٔ ابن البلخی). نه کور میکند نه شفا میدهد. و رجوع به شفا شود.

کلمات هم‌قافیه با «شفا دادن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید