معنی شفاعتگری
7 بازدید
[ شَ عَ گَ ] (حامص مرکب) درخواستگری. میانجی گری. خواهشگری. (یادداشت مؤلف): گردن و گوشی ز خصومت بری چشم و سرینی به شفاعت گری.نظامی. قدرتی هجر تو در کشتن من برد بکار که شفاعتگری اندازهٔ تقدیر نبود. نورالدین ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شفاعتگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر