معنی شعله انداختن
5 بازدید
[ شُ لَ / لِ اَ تَ ] (مص مرکب) روشن و تابان کردن. نورانی ساختن. روشنایی بخشیدن : لعل در جام تا خط ازرق شعله در چرخ اخضر اندازد.خاقانی.
کلمات همقافیه با «شعله انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر