معنی شعلهروی
5 بازدید
[ شُ لَ / لِ ] (ص مرکب) شعله رخ. تابنده روی. (ناظم الاطباء). شعله دیدار. شعله رخسار. (آنندراج). و رجوع به شعله رخ شود.
کلمات همقافیه با «شعلهروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر